|
سلام...!!! حالتون که خوبه نه ؟ این هفته برعکس هفته اول خیلی زود گذشت . یه امتحان فیزیک هم دادیم با اجازتون که فکر کنم 19 بشم. ریاضی هم که اوایل خوب پیش می رفت ولی الان دیگه هیچی نمی فهمم . اینقدر معلم جالبی داریم ... هر وقت بهش نگاه می کنم یاد دایناسور های علفخوار می افتم . (همونا که گردنشون درازه ! ) اَه ... فکر کنم حفظ کردن فامیل من آسونه همه معلما یاد گرفتن ... تا میان سر کلاس همش از من درس می پرسن !!! (البته تا اینجا که خوب بوده ... اول سالی انرژیم زیاده ، خوب نمره میگیرم )
دو سه روز پیش افطاری خونه خالم دعوت بودیم ... (جاتون خالی خیلی خوش گذشت ) خالم اینا یه بچه گربه دارن به اسم میشل ... خیلی گربه نازیه ... همه جاش سفیده فقط دم و پای راستش سیاهه . یکی از فامیلامون هم هست که سه تا بچه خیلی شیطون داره . هر سه تا هم پسرن . دختر خاله بیچاره من بچه گربشو داد بهشون تا سرشون گرم بشه سر و صدا نکنن. شب که همه رفتن خونه هاشون و فقط ما مونده بودیم فهمیدیم بچه گربهه نیست!!! همه جای خونه رو گشتیم ولی پیداش نکردیم . یه ساعت بعد پسر خالم از تو فریزر آوردش بیرون !!! بیچاره یخ زده بود . زود بردیمش
دامپزشکی . خوشبختانه زنده موند . 
راستی یه سوال ... هر کی بتونه جواب بده خیلی ازش ممنون میشم . * چرا پرتوی الکترومغناطیسی در میدان الکترومغناطیسی منحرف نمیشه ؟؟؟
نماز روزه هاتون قبول باشه . واسه منم دعا کنین .
بعد از آبان از خجالتتون در میام .
فعلا 
+ | نويسنده : هومن تاريخ : |
|