|
سلام . خوبین ؟ منم بد نیستم . شنبه صبح نزدیک 6 رسیدیم . رفتم یه دوش گرفتم و صبحانه خوردم بعد هم رفتم کلاس فیزیک !!! بعد که برگشتم خوابیدم ساعت 5 عصر بیدار شدم ناهار خوردم . حسابی سیاه شدم .هرچی هم ضد آفتاب می زدم هیچ فایده ای نداشت .... از وقتی برگشتم هرکی منو دیده میگه چقدر سوختی ؟!! بعد هم هر کس یه درمانی ارائه میده . یکی میگه ماست بزن به صورتت یکی میگه جوانه گندم ، آبلیمو و ... منم همشونو از یه کنار به علاوه یه سری ناخالصی دیگه استفاده کردم تقریبا شدم مثل اولم !!! مسافرتمون بد نبود . فقط مثل همیشه اول من داداشمو هل دادم تو آب یه ذره پاهاش خیس شد ولی چند دقیقه بعدش نمی دونم چی شد که همه جام خیس شده بود . تقصیر داداشم شد دیگه ... من کفش پام بود نمی خواستم خیس بشم ... داشتم کنار داداشم راه می رفتم که یه دفعه یه موج بزرگ اومد سمت ساحل می خواستم برم کنار که داداشم جلومو گرفت . منم برا اینکه خیس نشم پریدم بغلش !!! اونم پرتم کرد وسط آب !!! نمی دونم چرا اصلا دوست ندارم توی دریا شنا کنم . بچه بودم خیلی زیاد می رفتم اما این دو سه بار آخر اصلا پامو تو آب نذاشتم . فقط هی از این سمت ساحل می رفتم اون طرفش اینقدر می رفتم تا به یه اسکله ای چیزی می رسیدم که جلوش بسته بود بعد برمی گشتم از اون طرف می رفتم . تازه بچه های تیممونم دیدم ... اومده بودن مسابقات کشوری منو که دیدن یه عالمه بهم گیر دادن که چرا دیگه بازی نمی کنم . حسابی دپرس شدم . تا وقتی من تو تیم بودم که مسابقاتو می انداختن تو کرج و سبزوار و مشهد و ... تا دیدن من ترک والیبال کردم گذاشتن شمال !!! چند وقت پیش به یه نتیجه ای رسیدم و تصمیم گرفتم ورزشمو واسه همیشه کنار بذارم . هیچ وقت ورزش حرفه ای نمی تونه در کنار درس باشه . باید یکیشونو انتخاب می کردم که مطمئننا درس انتخابم بود دیگه ... می دونم انتخابم درسته ولی خیلی دلم می سوزه . جز پنج نفر اول استان بودم . هنوز دو سال دیگه هم وقت داشتما!  با دوستم رفتیم بلیط بخریم برا تهران تا کارمونو تکمیل کنیم . اما هیچی بلیط نبود ... ما هم حتما حتما باید هفت مرداد تهران باشیم تا طرحمونو با همکاری جهاد شریف تکمیل کنیم . نامردا یه دستگاه دارن که هیچ جا تو ایران نیس . میگن شما همه اطلاعاتو دستورات لازمو به همراه غلظت محلولهایی که می خواین روی سطح شیشتون اسپری کنین به ما بدین . ما هر بار که دستگاهو روشن کنیم 150 هزار تومان ازتون میگیریم !!!  تازه این روش معمولیشه ... که فقط به ضخامت 50 نانو لایه میکشن . حالا اگه ما بخوایم خواص نانویی رو هم بهش اضافه کنیم لایه ای 500 هزار تومان میشه که ما بیخیال شدیم دیدیم خیلی گرون میشه همون روش اولو استفاده میکنیم تا ببینیم جواب میده یا نه . (فکر کنم هیچی نفهمیدین ! ) اون دفعه قبلی که رفته بودیم باهاشون برای هفت مرداد قرار گذاشتیم که تا 10 مرداد از لحاظ عملی هم تکمیل بشه و تا 13 مرداد آزمایشامونو تکمیل کنیم و آماده بشیم برای 14 مرداد که اعزام میشیم برای جشنواره مادرید اسپانیاس .  البته به درخواست زیاد دوستان قراره از تهران یه سری هم بزنیم به دانشگاه صنعتی اصفهان !!! آخه من تا حالا اصفهان نرفتم ... تازه میگن دانشگاه اصفهان از لحاظ نانو خیلی پیشرفته اس و از تهران هم قوی تره .بعد هم یه تاییدیه از اونجا بگیریم خوبه . یه دوری هم می زنیم تو اصفهان قشنگه ...  البته کم کم با دوستم داریم به این نتیجه میرسیم که شیرازم جاهای قشنگی داره باید دانشگاش خوب باشه ... تبریزم الان هواش خنکه باید دانشگاهاش خوب باشن . عید هم یه سری به کیش می زنیم عیدا هواش خوبه . دانشگاهاشون شاید خوب باشه !!!  سه شنبه هم داوری جشنواره خوارزمیه ... ما هنوز تاییدیه نداریم . دعا کنین بتونیم تا اون موقع تاییدیه هامونو بگیریم . آخه هرجا میریم میگن دیر اومدین 2 ماه طول میکشه . خلاصه اینکه یه جوری دعا کنین که حداقل واسه داوری اولیه انتخاب بشیم . آخه داوری 2 مرداده کار ما 7 مرداد تکمیل میشه .  چند وقته رفتم تو مد آهنگ های خارجی ... قبلا اصلا ازشون خوشم نمی اومد اما الان برعکس شده ... الانم دنبال یه آهنگ به اسم I wanna love you می گردم که هیچ جا نیس . آلبوم roots جیپسی کینگم نمی تونم پیدا کنم . دیگه اینکه از وقتی از مسافرت برگشتیم اصلا حوصله وب نویسی ندارم ... می خواستم کلا تعطیلش کنم اما بعد منصرف شدم گفتم اگه من نباشم شما به چه امیدی میاین تو اینترنت.  شروع کردم به درس خوندن ... فعلا فیزیک و شیمی و حسابانو شروع کردم که اینطوری که به نظر میاد تا قبل از اول مهر فیزیک و شیمی تموم میشه . اول کلاسای مدرسه بود که بعد منصرف شدم شیمی و فیزیکشو کنسل کردم . فیزیک که یه معلم گرفتم هفته ای دو جلسه میرم بهم درس می ده یه عالمه هم مسئله می ده تا جلسه بعدش حل کنم . منم همون روزی که باهاش کلاس دارم از 4 صبح بیدار میشم تند و تند حلشون میکنم . شیمی هم که مامانم معلممه دیگه ...از همه معلممام هم سختگیر تره . یه عالمه بهم تکلیف میده . تو خونه خودمون هستش نمیشه صبح بیدار شم تمریناشو حل کنم . اگه یه وقتی هم حل نکنم از خونه می اندازتم بیرون !!! حسابانم که کلاسش مسخره اس هیچی نمی فهمیم !!! این دفعه هیچ اتفاق خنده داری نیافتاد چون خیلی سرم شلوغ بود و وقت نداشم زیاد سوتی بدم .  شاید هفته دیگه ...  تا حالا که دعا نکردین ... جون من ایندفعه رو دعا کنین که برای مرحله نهایی خوارزمی بریم بالا .
مراقب خودتونم باشین .
فعلا 
+ | نويسنده : هومن تاريخ : جمعه 1386/04/29 |
|